حاج محمد رضا آقاسی
ای عاشق مد های رنگارنگ
ای فریفته لباسهای روشن وتنگ
درخیابان چهره آرایش مکن
ازجوانان سلب آسایش مکن
زلف خود از روسری بیرون مریز
درمسیرچشم ها افسون مریز
یادکن از آتش روز معاد
طره ی گیسو مده در دست باد
خواهرم دیگر تو کودک نیستی
فاش تر گویم عروسک نیستی
خواهرم ای دختر ایران زمین
یک نظر عکس شهیدان را ببین
خواهر من این لباس تنگ چیست؟
پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟
خواهرم اینقدر طنازی مکن
با اصول شرع لجبازی مکن
در امور خویش سرگردان مشو
نوعروس چشم نامردان مشو
دکتر محمد حسین میمندی نژاد
تورا دوست دارم
می خواهم برای تمام عمر
اسیر گیسوی توباشم
حاضرم زندگی ام رافدای توکنم
به شرط آنکه...
گلهای بهار نارنجی را که
تقدیمت می کنم
بپذیری.
در این گلها رازی نهفته است
تصور می کنم،
بی میل نباشی ان راز را
کشف کنی
آیا بوی پاکدامنی وعفت
به مشامت نمی رسد؟....
استاد محمد حسین شهریار
دارد متاع عفت از چار سو خریدار بازار خود فروشی این چار سو ندارد
حکیم ابوالقاسم فردوسی
شیرین در بارگاه شیروییه می گوید :
مرا از هنر ،موی بد در نهان که اورا ندیدی کس اندر جهان
...بگفت این وبگشاد چادر زروی همه روی ماه وهمه مشک روی
نه کس موی اوی پیش ازاین دیده بود نه از مهتران نیز بشنیده بود
دلدادگی رودابه به سیاوش
همه روی پوشیدگان را زمهر پر از خون دل است و پر از آب چهر
پس پرده پوشیدگان را ببین زمانی بمان تا کنند آفرین
تهمینه در برابر رستم می گوید:
کس از پرده بیرون ندیدی مرا نه هرگز کس آوا شنیدی مرا
رفتن بیژن به دیدن منیژه دختر افراسیاب
به پرده درون دخت پوشیده روی بجوشید مهرش دگر شد بخوی
منیژه می گوید:
منیژه منم دخت افراسیاب برهنه ندیده رخم آفتاب
| نوشته شده در چهارشنبه 1390/01/31 ساعت 13:13  توسط رها |









